خرید بک لینک

روزگار عجیبیه، گاهی اوقات هر چقدر تلاش میکنی، هرچقدر سعی میکنی، یه موضوعو روبراه کنی نمیشه که نمیشه ...

اصلا فهموندن یه موضوع به کسی که فکرش و ذهنش کوچیکه ، سخته مثل کندن کوه با دست خالی...

حیف که تفکر ناپخته نمیزاره دل آدم خوب دربیاد و دلش خوش باشه...!

اصلا یه روزی میرسه که میگی، ولش کن، هرچی شد شد ...

دیگه مهم نیست...!


برچسب: نویسنده: ستایش بهرامی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1402 ساعت: 18:18

میدونی قشنگی اینجا به چیه؟؟

هیشکی نمیاد یه دور اینجا بزنه...

امروز داشتم تو اینستا یه کلیپ از شادمهر دمیدیدم در خصوص ژینا ، عشق اولش...

تو نریشن کار گفت : هرچه قدر هم زندگی کنی و زنتو دوست داشته باشی، بازم محاله عشقت رو فراموش کنی!

حالا زن یا مردش هیشکدوم فرقی ندارن...

تمام...


برچسب: نویسنده: ستایش بهرامی تاريخ: سه شنبه 26 دی 1402 ساعت: 11:38

الان که دست به قلم شدم، نمیدونم چرا دارم می نویسم، اصلا جالبیش به اینه که هیچ مخاطب خاصی هم نیس که بیاد و این چرندیات رو بخونه.انگار شده مث یه ویرونه خونه، یه انباری بی صاحاب که فقط داخلش پر وسایله...هوا بارونیه، دل گرفت . ابری طور و سرد...انگار این وسط قرار نیست چیزی عوض بشه و انگار فراره تا ابد من بنویسم و بنویسم و خودم بخونم...!!...البته زیادم بد نیست، آدم یه دفترچه داشته باشه که هیچ کس ازش خبر نداشته باشه...یه دفترچه پر از خاطرات مگو...مگو و مپرس و بخواب ...نمیدونم!!!

برچسب: نویسنده: ستایش بهرامی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 22:52

ما آدما زندگی عجیبی داریم، می دویم و می دویم...زندگیمون سرشار از دویدن هایی است که نمیدونیم به چی میخواهیم برسیمافتادن ها، بلند شدن ها، عاشق شدن ها و خیلی از ها هایی که تو زندگی مونده و ما یه خاطره ازش داریم."خاطره ها" هم یکی از همون ها هایی که به دلت می شینه و ناخواسته وناخودآگاه بهش فکر می کنی، فکر می کنی و گاهی لبخند و گاهی اشک ازش می چکه...خاطرات، به طرز عجیبی دلهره آور و زیبا هستن ، سهل و ممتنع که شنیدی، به نظرم اینجاس... ( هم حسرت میخوری و هم لذت ، هم میخندی و هم تبسمی همراه با هزاران فریم خاطره و لبخند وبوسه و عشق همراهش هست...)شاید زندگی ما یه جایی روی این دایره خاکی یه جایی ، ما رو به هم نزدیک کنه، یه تصادف، یه یهویی و یه نگاه دوباره...نمیدونم قراراه چیکار کنم، شاید چشممو بستم و نشستم و شایدم یه قهوه دعوتت کردم...شاید...

برچسب: نویسنده: ستایش بهرامی تاريخ: جمعه 25 فروردين 1402 ساعت: 12:46

صفحه بندی